رحمت الله شريفي نجف آبادى

32

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )

مشائيان اصالة الوجودىاند و اشراقيون اصالة الماهوى و قد اختلف الحكماء فى الأصيل منهما . . . اثنين ، و هو خلاف الضرورة . و بدون شك ، حكما در اصالت و منشأ اثر بودن آن‌دو ( كه آيا وجود است يا ماهيت ) اختلاف پيدا كرده‌اند ، لذا مشائين ( كه سردسته آن‌ها در يونان ، ارسطو و در جهان اسلام ، شيخ الرئيس است ) به اصالت وجود گرايش پيدا كرده‌اند . ( به اين معنا كه آن حقيقت عينى و واقعيت خارجى ، همان وجود است و واقعيت خارجى ، مصداق بالذات وجود است و آن وجود ، بالعرض به ماهيت نسبت داده مىشود . خلاصه اين‌كه ، آنچه متن و بطن خارج را پر كرده است و منشأ آثار است و به‌طور حقيقى و بدون هيچ واسطه‌اى موجود است ، همان وجود است ) و به اشراقيين ( كه سردسته آن‌ها در يونان ، افلاطون و در عالم اسلام ، شيخ شهاب الدين سهروردى است ) اعتقاد و قول به اصالت ماهيت نسبت داده شده است و اما احدى از فلاسفه به اعتقاد به اصالت هردو گرايش نيافته است ، زيرا لازمهء آن اين است كه هر چيزى ( مثل انسان ) دو چيز باشد و آن خلاف ضرورت است . ( اگر فى المثل در انسان ، هم وجود و هم ماهيت ، هردو متن واقع را تشكيل مىدادند ، انسان دو حقيقت داشت ؛ درحالىكه در خارج ، وجود انسان به‌عنوان يك حقيقت مطرح است و ماهيت انسان ، حد وجود است ، « إن الماهيات انحاء الوجود . إن الماهيات حدود الوجود » « 1 » ، نه چيزى در قبال وجود آن . به عبارت ديگر ، در خارج كه انسان موجود است ، از يك وجود متحصل و يك ماهيت لا متحصل تشكيل شده است ؛ يعنى وجود ، اثر و ماهيت ، حد آن اثر است ) . اولين برهان اصالت وجود و الحقّ ما ذهب إليه المشاؤون ، . . . فهو الاصيل و حق همان است كه مشائيان به آن گرايش يافته‌اند و آن ، اين‌كه اصالت با وجود

--> ( 1 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 1 ، فصل 2 ، ص 14 .